
سخنرانی فضلینژاد در دوره
کارگاهی اسلامشناسی، دفتر
تبلیغات اسلامی مشهد، پائیز 1387
او اكنون به عنوان پژوهشگر در
«مركز پژوهشهاي موسسه كيهان»
حضور دارد و مقالاتش در حوزه
جريانشناسي کودتای مخملی، ناتوي
فرهنگي، ارتجاع روشنفكري و
سازمانهاي اطلاعاتي غرب در
روزنامه كيهان منتشر ميشود.
فضلينژاد در دهه هفتاد در حلقه
شاگردان دروس حافظشناسي و
مولويشناسي دكتر «عبدالكريم
سروش» حاضر شد و از 1376 نيز
روزنامهنگاري را آغاز كرد. در
دوره اول فعاليت خود كه يك سال به
طول انجاميد گرايش فرهنگي و مذهبي
را برگزيد و در روزنامه «رسالت» و
هفتهنامه «سينماويدئو»
يادداشتهاي خود را منتشر ميكرد.
در دوره دوم فعاليتهاي خود، از
نيمه سال 1377 به پيشنهاد «فريدون
جيراني» به هفتهنامه «سينما» رفت
و همراه با نوشتن نقد فيلم، دبيري
سرويس «گفتوگوهاي ويژه با
شخصيتهاي سياسي و مذهبي» را
پذيرفت. در اين دوره او «پروژه
نوسازي سياسي و مذهبي در سينماي
ايران» را طراحي كرد و با حضور در
نزد فقها و روحانيوني چون
آيتالله يوسف صانعي، آيتالله
حسينعلي منتظري، آيتالله صادق
خلخالي، آيتالله محمد عبايي
خراساني، سيد حسين موسوي تبريزي،
اسدالله بيات، طه هاشمي و...
توانست فتاوياي پيرامون «حضور زن
مسلمان بيحجاب در عرصه سينما»،
«موسيقي پاپ»، «تكخواني و
همخواني زن مسلمان» و... را اخذ
كند. اين پروژه كه مورد تصويب و
تقدير عطاالله مهاجراني (وزير
وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي) قرار
گرفت تا سال 1381 به طول انجاميد.
پس از آغاز به كار ششمين دوره
مجلس شوراي اسلامي، فضلينژاد در
سال 1379 به عنوان مشاور رسانهاي
حجتالاسلام «محمد عبايي خراساني»
(نماينده اول مردم مشهد) برگزيده
شد و سپس به موسسه فرهنگي، هنري و
انتشاراتي «الست فردا» رفت و
مديريت تحريريه آن انتشارات را
برعهده گرفت. همزمان با اين
رويداد، او مشاور آيتالله صادق
خلخالي (عضو شوراي مركزي مجمع
روحانيون مبارز) بود. تدوين
خاطرات شفاهي آيتالله خلخالي در
آن روزگار دلمشغولي اصلي
فضلينژاد محسوب ميشد كه ماحصل
آن انتشار رسالهاي پژوهشي در باب
زندگي و زمانه خلخالي در هنگام
تصدي سمت حاكم شرع كل دادگاههاي
انقلاب اسلامي ايران است.

سخنرانی فضلینژاد در دانشکده فنی
دانشگاه فردوسی، زمستان 1387
در اين دوره فضلينژاد براي
روزنامههاي «نشاط»، «خرداد»،
«پيام آزادي»، «صداي عدالت»،
«جامعه مدني»، «حيات نو»، «اخبار»
و... مينوشت. در اين دوره او در
محافل سياسي اصلاح طلباني حضوري
جديتر يافت و روايت مباحثات
فرهنگي خود با ليدرهاي گفتمان
اصلاحطلبي را در ايران، مانند
محمدرضا خاتمي، اكبر گنجي، احمد
بورقاني، عباس عبدي، ابراهيم
يزدي، مراد ثقفي، احسان نراقي،
رجبعلي مزروعي، محسن آرمين، محمد
تقي فاضل ميبدي، مهرانگيز كار
و... منتشر ميكرد كه حاصل آن
مباحثات نشر كتاب «سينما، سياست،
آزادي» (1379، انتشارات الست
فردا) بود. اين كتاب در باب
«آسيبشناسي گذار به سينماي
كثرتگرا» تحرير شد و بر پايه
تئوري پلوراليزم هنري صورتبندي
گشت.
در پايان دهه هفتاد، فضلينژاد در
«موسسه مطالعات تاريخ معاصر
ایران» پژوهشهايي را پيرامون
تعامل «سينما و روحانيت» انجام
داد. اين پژوهشها به صورت مقالات
مستقل تحقيقي در نشرياتي مانند
«پروين»، «هنر هفتم»، «قرن 21»
و... منتشر شد. در سال 1379،
هنگامي كه بيشتر اوقاتش را با
غلامحسين صالحيار (روزنامهنگار
برگزيده جهان در قرن بيستم و
سردبيركل روزنامه اطلاعات در سه
دوره عصر پهلوي تا پيروزي انقلاب)
براي پيشبرد سه طرح تحقيقاتي
پيرامون «سياست رسانهاي و
رسانههاي سياسي» ميگذراند، به
عنوان دبير شوراي سياستگذاري
ماهنامه «فيلم و هنر» برگزيده شد.
با اين حال، بيشتر دلمشغولي او
نشر روايتي سياسي از سينماي ايران
بود و با صالحيار رسالهاي تحليلي
را در باب «ايدئولوژي در سينماي
ايران» نوشت كه يكسال بعد منتشر
شد.

از سال 1380 نيز به عضويت شوراي
سردبيري هفتهنامه «سينما جهان»
درآمد و و دبيري ويژهنامه «مجله
دوم» اين هفتهنامه را برعهده
گرفت و تا توقيف اين نشريه در
بهمن 1380، اين همكاري ادامه
يافت. در پايان 1380 او طرح تاسيس
اولين خبرگزاري اينترنتي «سينما و
هنر ايران» (ايفا پرس) را تدوين
كرد و سردبيري آن خبرگزاري را در
دوران تاسيس برعهده گرفت. در همين
دوره، به پيشنهاد جواد مجابي و
سيمين بهبهاني (اعضاء هيات دبيران
كانون نويسندگان ايران) رسانهاي
مولتي مديا را براي «كانون
نويسندگان ايران» طراحي كرد و نيز
سردبير نشريه «رسانه ما» و مشاور
مطبوعاتي انجمن صنفي شركتهاي
تبليغاتي ايران بود.
در آستانه برگزاري هشتمين دوره
انتخابات رياست جمهوري، فضلينژاد
به پيشنهاد احمد بورقاني (نماينده
مجلس ششم) كار تدوين «گزارش
دستاوردهاي هنري سيد محمد خاتمي
در دوره نخست رياست جمهوري» را
برعهده گرفت. چكيده 15 صفحهاي
اين گزارش، دو روز پيش از برگزاري
انتخابات رياست جمهوري در
رسانههاي فارسيزبان منتشر شد.
از اسفند 1380، فضلي نژاد عضو
شوراي سياستگذاري سايت «گويا»
(اولين و پرمخاطبترين رسانه
اينترنتي فارسيزبانان) بود و در
سال 1381 سردبيري بخش ويژه سايت
«گويا نيوز» را برعهده گرفت و تا
سال 1382 به عنوان عضو شوراي
سردبيري در اين رسانه حضور داشت.
در اين دوره، او به عنوان تحليلگر
سياسي با نشريات اينترنتي
مانند«پيك ايران»، سايت فارسي
«صداي آمريكا»، «اخبار امروز»،
«پيك نت»، «مهديس»، «سياه و سپيد»
و... همكاري ميكرد و براي
رسانههاي ايرانيان خارج از كشور،
مانند «شهروند» در كانادا،
«اشپيگل» (نسخه فارسي) در آلمان و
«راديو فردا» در پراگ مطلب
مينوشت.
در اين ميان، او به تحصيل خصوصي
دروس تخصصي «زيباشناسي» نزد محمد
مهدي فولادوند پرداخت. فولادوند
كه مولف نخستين كتابهاي
زيباشناسي در ايران، پايهگذار
نخستين انجمن فلسفه، استاد
دانشگاه سوربن پاريس و مترجم
برجسته قرآن كريم است، به مدت
يكسال فضلينژاد را به عنوان
دستيار پژوهشي خود در حوزه تدوين
مباحث نوين زيباشناسي در هنر مدرن
برگزيد و اين همكاري تا سال 1382
ادامه يافت كه ماحصل آن نگارش و
نشر رسالهاي در باب زيباشناسي
مدرن بود.
تابستان سال 1381 و پس از تشكيل
دولت حامد كرزاي در افغانستان،
فضلينژاد به دعوت يوسف اعتبار،
رييس دفتر رييس جمهور افغانستان،
به كابل رفت و پس از ده روز
رايزني با وي و مديرعامل راديو و
تلويزيون ملي افغانستان طرحي را
براي احياء سينماهاي آن كشور
ارائه كرد. در دوره اقامتش، همراه
با بهروز افخمي (نماينده مجلس ششم
و فيلمساز) فيلمي را براي
تلويزيون دولتي استراليا درباره
احمد شاه مسعود (قهرمان ملي
مجاهدين افغان) ساخت و نيز در
حضور شخصيتهاي بينالمللي و رييس
جمهور افغانستان، در سمينار
«مسعودشناسي» سخنرانياي را
پيرامون احمد شاه مسعود ايراد
كرد.
كتاب دوم او با نام «دوئل با
سينما» (1381، نشر گويا، فرانسه)
در اين دوره منتشر شد. اين كتاب
كه گفتارها و گفتوگوهايي در باب
ايدئولوژيزدايي در عرصه فرهنگ و
هنر بود، به سياق تاليف نخست او،
جامعه هنري را جامعهاي سكولار
ميديد، اما اينبار وجه غالب
كتاب را آراء فعالان «كانون
نويسندگان ايران» ميساخت. اين
وجه غالب، ماحصل تعامل و پيوند
فضلينژاد با چهرههايي چون جواد
مجابي، سيمين بهبهاني، محمود
دولتآبادي، احسان نراقی، سيامك
پورزند، علي اشرف درويشيان، پوران
فرخزاد، كيومرث منشيزاده، منوچهر
انور و... بود.
از ميانه سال 1381، پيام
فضلينژاد تدريجا به بازخواني
انتقادي نيم دهه فعاليت خود در
رسانهها روي آورد و در
روزنامههايي چون «جام جم»،
«انتخاب» و «اخبار امروز» به نقد
ايدئولوژي سياسي و فرهنگي اردوگاه
اصلاح طلبان پرداخت. در اين دوره،
او مطالعات تخصصي خود را پيرامون
تاریخ، نظریه و فلسفه سياسي در
غرب و جهان اسلام متمركز كرد و از
دروس اساتيدي چون «حسن رحيمپور
ازغدي» بهره برد و همزمان دروس
حجتالاسلام والمسلمين «عليرضا
پناهيان» را نيز پيگرفت. از
ابتداي سال 1382، او با گردهم
آوردن گروهي از معتبرترين
نويسندگان و منتقدان سينمايي
ايران چون سعيد مستغاثي، علي
علايي، كامبيز كاهه و... «موسسه
مطالعات و پژوهشهاي كاربردي
سينماي سوم» را تاسيس كرد كه حاصل
آن تدوين «مانيفست سينماي سوم»
بود. اين مانيفست چشمانداز
سينماي استوديويي ايران را بر
اساس آرمانهاي انقلاب اسلامي
ايران تصوير ميكرد. در تابستان
1382، به پيشنهاد «فريدون جيراني»
(فيلمساز) به هفتهنامه «سينما»
بازگشت. در اين دوره او عضو شوراي
سردبيري و دبير تحريريه اين
هفتهنامه بود و همزمان
هفتهنامهاي را براي نسل جوان با
نام رويداد هفته، مديريت ميكرد.

سخنرانی فضلینژاد در دانشکده
حقوق دانشگاه تهران، 25 فروردین
1388
سخنرانی فضلینژاد در دانشکده
حقوق دانشگاه تهران، 25 فروردین
1388
از تابستان 1382، در حالي كه
فضلينژاد به عنوان منتقد اصلاح
طلبان – به عنوان جناح حاكم و
اكثريت – ظاهر شده بود، پيشنهاد
سردبيري سايت خبري و تحليلي
«جستجو» را نيز پذيرفت و با نام
مستعار «اميرفرشاد پويان» اين
سايت را مديريت كرد. سايت «جستجو»
كه در ماجراي مرگ زهرا كاظمي
(خبرنگار ايراني و كانادايي) در
زندان اوين، به عنوان رسانهاي
موثر در برابر جنگ رواني
اصلاحطلبان ظاهر شد، در پايان
سال 1382 به توصيه سيد محمد خاتمي
(رييس جمهور وقت) و با شكايت محمد
علي ابطحي (معاون وقت حقوقي رييس
جمهور)، سيد مصطفي تاجزاده (عضو
مركزيت سازمان مجاهدين انقلاب
اسلامي) و پارهاي از مقامات دولت
خاتمي تعطيل شد.
پايان سال 1382، پايان دوره پركار
فعاليت نوشتاري و ژورناليستي پيام
فضلينژاد بود. او نزديك به سه
سال دوري از فضاي رسانهاي را
تجربه كرد، اگرچه به عنوان مشاور
در برخي از رسانهها و نهادهاي
دولتي حضور داشت. رسانههاي
اصلاحطلب در اين دوره، با نشر
فحاشيها و جعل خبرهاي گوناگون،
فضلينژاد را به عنوان مشاوري
امنيتي و اطلاعاتي براي نظام
معرفي ميكردند و با راهانداختن
بازيهاي رسانهاي و جنگ شايعه،
كوشيدند مانع فعاليتهاي
مشاورهاي و تحقيقاتي او در
كانونهاي ارزشي شوند. اين شايعات
وقتي به اوج رسيد كه زمستان سال
1383، خبرگزاري «فارس» عكسي را از
پيام فضلينژاد در دادستاني عمومي
و انقلاب تهران و پشت صحنه جلسه
ضبط تلويزيوني اعترافات متهمان
پرونده مشهور به وبلاگنويسان
منتشر كرد. هنگامي كه 4 متهم به
اقدام عليه امنيت ملي به دادستاني
رفته بودند تا در برابر دوربين
رسانههاي داخلي و خارجي به تشريح
فعاليتهاي خود عليه نظام جمهوري
اسلامي ايران بپردازند، دادستان
تهران در تماسي تلفني از
فضلينژاد خواست تا به عنوان يك
كارشناس رسانهاي كه آشنايي ديرين
با 4 متهم وبلاگنويس دارد، در
دادستاني حضور يابد و در گفتوگوي
اقناعي با آنها، به ارزيابي
رسانهاي اعترافات بپردازد. او
نيز درخواست دادستان را پذيرفت و
براي ديدار و گفتوگو با متهمان
راهي ساختمان دادستاني تهران شد،
اما رسانهها اين حضور عادي را به
شايعاتي گسترده بدل كردند و براي
مخدوش كردن ديدگاههاي جديد
فضلينژاد، از او يك چهره مجعول
امنيتي ساختند. او هيچ گاه به
شايعات، جنجالها و اتهامات كذب
رسانههاي داخلي و خارجي پاسخ
نگفت.
در دوره سكوت و به هنگام برگزاري
نهمين دوره انتخابات رياست
جمهوري، به عنوان مشاور رسانهاي
ستاد انتخاباتي دكتر «علي
لاريجاني» و عضو شوراي سردبيري
خبرگزاري «انتخاب» برگزيده شد.
فضلينژاد به اين همكاري، يك ماه
پيش از برگزاري انتخابات خاتمه
داد و از سال 1384 مديريت عامل
«دپارتمان مجازي پژوهشهاي حقوقي
ايران» را برعهده گرفت و سال 1385
رسالهاي پژوهشي را در باب «حقوق
الكترونيك در سند چشمانداز بيست
ساله، افق 1404» تدوين كرد.
سرپرستي كار گروه «مبارزه با
فحشاي اينترنتي» از مسئوليتهاي
او در اين دوره است كه سبب تعطيلي
بيش از 100 سايت اينترنتي فعال در
حوزه گسترش فحشاي مدرن شد.
سخنرانی فضلینژاد در دفتر
تبلیغات اسلامی خراسان رضوی،
تابستان 1387
سخنرانی فضلینژاد در دفتر
تبلیغات اسلامی خراسان رضوی،
تابستان 1387
در آبان 1385، پيام فضلي نژاد
به عنوان پژوهشگر در «مركز
پژوهشهاي موسسه كيهان» رفت. وی
طی سه سال گذشته نزديك به 50
مقاله را در در روزنامه «كيهان»
منتشر كرده است. تا نیمه سال 1386
اين مقالات كه حاصل پژوهشهاي او
در زمينه «مطالعات امنيتي و ناتوي
فرهنگي» بود، با نام مستعار
«پدرام ملك بهار» منتشر ميشد كه
از نمونههاي آن ميتوان به
«علميات سياه در سينماي ايران»،
«مكتب منتقدان سياه»، «نيمه پنهان
منتقدان سياه در سينما»، «جنگ نرم
در خانه هنرمندان ايران»، «پروژه
ناتوي فرهنگي در هلند»، «جاسوس
چهار جانبه»، «دار و دستههاي
نيويوركي دانشگاه كلمبيا»، «نيمه
پنهان جاسوسان مخملي» و... اشاره
كرد.
مطالعات تخصصي فضلي نژاد در اين
سالها معطوف به پروژه «جنگ
استراتژيك نرم براي كودتاي مخملي
در ايران» بوده است و در اين ميان
رسالههايي را پيرامون نقش
روشنفكران و اصلاحطلبان در تحقق
پروژههاي سازمانهاي اطلاعاتي
غرب در ايران تحرير كرده است.
اصليترين خط فكري او طي دو سال
گذشته معطوف به بازخواني تاريخي
پديده «ارتجاع روشنفكري» (به
عنوان پيشفرض حياتي پروژه ناتوي
فرهنگي) است. از تابستان 1386، او
نگارش كتاب «شواليههاي ناتوي
فرهنگي» را آغاز كرد. اين كتاب كه
به بازخواني نقش روشنفكران مخملي
در ماجراي مشهور انقلاب مخملي در
ايران ميپردازد، تصويري را از
تعاملات مشترك احزاب اصلاحطلب،
روشنفكران سكولار و سازمانهاي
امنيتي غرب، مانند سازمان اطلاعات
مركزي آمريكا (CIA)،
سرويس اطلاعات خارجي انگلستان (MI6)،
پيمان آتلانتيك شمالي ((NATO
و... براي براندازي نظام جمهوري
اسلامي ايران به دست ميدهد.
سخنرانی فضلینژاد در مدرسه علمیه
معصومیه قم، اردیبهشت 1387
سخنرانی فضلینژاد در مدرسه علمیه
معصومیه قم، اردیبهشت 1387
آذرماه 1386 انتشار پاورقي كتاب
«شواليههاي ناتوي فرهنگي» در بخش
«نيمه پنهان» روزنامه كيهان آغاز
شد. اگرچه پيش از آن رسانهها
گمانهزنيهايي را پيرامون حضور
پيام فضلينژاد در موسسه كيهان
آغاز كرده بودند، اما روز 27
آذرماه 1386، آقاي حسين
شريعتمداري (نماينده رهبر معظم
انقلاب و سرپرست موسسه كيهان) در
مقدمه خود به مناسبت انتشار اين
كتاب در «كيهان» خبر از حضور
فضلينژاد از سال 1385 در
«كيهان» داد و نوشت:
«آقاي پيام فضلي نژاد، نويسنده
کتاب از يکسال و چند ماه قبل به
جمع ما در کيهان پيوست. پيش از آن
در جبهه ديگري بود و نامش آشنا...
پيام، جواني است پرنشاط، سخت کوش،
فداکار و باهوش... از اين که در
زلال معرفت امام(ره) چشم ها شسته
و خود را به چشمه حيات آفرين آقا
رسانده است، پيشاني شکر بر خاک مي
سايد و... خدايش در اين راه ياري
فرمايد. انشاءالله.»
در پايان بهمن 1386 كتاب
«شواليههاي ناتوي فرهنگي» در 368
صفحه از سوي انتشارات كيهان روانه
بازار كتاب شد. طي یک سال این
کتاب به چاپ دهم رسید و بیش از 33
هزار نسخه از آن به فروش رفت. در
اين دوره، فضلينژاد در
دانشگاههاي كشور و نیز محافل
حوزوی حضوري فعالتر يافت. وی از
سال 1386 تا سال 1388 بیش از
هفتاد سخنرانی ایراد کرده است که
بخشی از آنان پیرامون «مرگ گفتمان
اصلاحات در ایران» (8 جلسه)،
«کودتای ایدئولوژیک اصلاحطلبان»
(10 جلسه)، «ارتجاع روشنفکری در
عصر پهلوی و عصر اصلاحات» (7
جلسه)، «فاشیسم سکولار، علم
سکولار» (5 جلسه)، «معنا و مبنای
کودتای مخملی» (10 جلسه)، «چه
کسانی کثیفتر از جاسوس هستند؟»
(3 جلسه) و... میباشد که در
دانشکده حقوق و علوم سیاسی
دانشگاه تهران، مدرسه علمیه
معصومیه(س) قم، دانشگاه صنعتی
شریف، دانشگاه علامه طباطبایی،
دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه
علوم پزشکی ایران، سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی و... ایراد شده
است.
فعالان سياسي و رسانهاي
اصلاحطلبان در دوره سه ساله حضور
پيام فضلينژاد در «مركز
پژوهشهاي موسسه كيهان»، هيچگاه
نقدي مستدل و ادلهاي را عليه
نوشتارهاي او اقامه و منتشر
نكردند، بلكه بيشترين كوشش آنها
طي سالیان گذشته، ترور شخصيت و
انتساب اتهامات ناروا به اين
نويسنده بوده است. با انتشار كتاب
«شواليههاي ناتوي فرهنگي»، آنها
اجراي يك پروژه جنگ رواني جديد را
آغاز كردند. از يك سو دولتمردان و
سیاستمداران اصلاحطلب مانند
«محمد علی ابطحی»، «معصومه
ابتکار»، «عطالله مهاجرانی»،
«محسن کدیور»، «مهمد مهدی فقیهی»
و... در کنار جاسوسان سرويس
امنيتي اسرائيل (موساد)، مانند
«عليرضا نوريزاده» و فعالان
فمينيست وابسته به سازمان جاسوسي
سيا، چون «فريبا داوودي مهاجر» و
«فاطمه حقیقت جو» در تلويزيونهاي
فارسي زبان مانند «كانال يك»،
«صداي آمريكا» و... به فحاشي عليه
پیام فضلی نژاد و كتاب
«شواليههاي ناتوي فرهنگي»
پرداختند. از سوي ديگر نيك آهنگ
كوثر (كاريكاتوريست سايت روز
آنلاين)، حسين درخشان (عامل
اطلاعاتي اسرائيل و وبلاگنويس)،
امير فرشاد ابراهيمي (روزنامه
نگار فراري)، پيمان عارف و مهدي
شيرزاد (از طيف دانشجويان
راديكال) نويسنده كتاب را يك
«نيروي امنيتي»، «داراي ذهني
بيمار» و «فاسد» لقب دادند كه
مقدمات سركوب انديشمندان را فراهم
ميكند. سايتهاي خبري
فارسيزبان، مانند «بالاترين» و
«آژانس خبري ايران» از او با
سخيفترين و توهينآميزترين
عناوين ياد كردند. ميكند. سايتهاي خبري
فارسيزبان، مانند «بالاترين» و
«آژانس خبري ايران» از او با
سخيفترين و توهينآميزترين
عناوين ياد كردند.
همه اين فحاشيها در حالي است كه
اين مدعيان اصلاحطلبي و
روشنفكري، پس از شش بار چاپ كتاب
«شواليههاي ناتوي فرهنگي»، نه
تنها دليلي بر نفي و رد آراء
فضلينژاد اقامه نكردهاند، بلكه
راهي را نيز بر انكار سندهاي اين
كتاب كه حكايت از وابستگي آنان به
نظام سياسي و معرفتي صهيونيسم
دارد، نيافتهاند.
آخرین رساله پژوهشی پیام
فضلینژاد با نام «چگونه جامعه
مدنی به مبارزه مدنی تبدیل شد؟»
از مورخه 13 تا 18 تیر 1388 در
روزنامه کیهان به چاپ رسید که به
سبب افشای اسناد جاسوسی
اصلاحطلبان برای سازمان سیا و
ام.آی. 6 واکنشهای گستردهای را
در پی داشت. «جان کین» از فلاسفه
مشهور انگلستان و رییس مرکز
مطالعات دموکراسی دانشگاه وست
مینستر لندن طی بیانیهای که در
بی.بی.سی منتشر کرد، به رساله
فضلی نژاد پاسخ مبسوطی داد و
«عطالله مهاجرانی»، «عبدالکریم
سروش»، «محسن کدیور» و... که در
این رساله اسناد همکاری اطلاعاتی
آنان با بیگانگان منتشر شده بود،
هر یک به نحوی واکنش نشان دادند.
همه این واکنشها مانند سابق تنها
شامل فحاشی به فضلی نژاد بود.
فضلينژاد اكنون عضو «مركز
پژوهشهاي موسسه كيهان» است و
مطالعات وي معطوف به جريانشناسي
سازمانهای جاسوسی غرب و پروژه
کودتای مخملی در ایران و جهان
ميباشد.